دل ما..| ویکی پدیا فارسی

دل ما..

تو که دستت به نوشتن آشناست
دلت از جنس دل خسته ماست
دل دریا رو نوشتی، همه دنیا رو نوشتی
دل ما رو بنویس...دل ما رو بنویس...
بنویس هر چه که ما رو به سر اومد
بد قصه ها گذشت و بدتر اومد
بنویس از ما که در حال فراریم
توی این پاییز بد فکر بهاریم
دست من خسته شد از بس که نوشتم
پای من آبله زد بس که دویدم
تو اگر رسیده ای ما رو خبر کن
چرا اونجا که تویی من نرسیدم؟
تو که از شکنجه زار شب گذشتی
از غبار بی سوار شب گذشتی
تو که عشقو با نگاهت تازه دیدی
بادبان به سینه دریا کشیدی
بنویس از ما که عشقو نشناختیم
حرف خالی زدیم و قافیه باختیم
بگو از ما که به زندگی دچاریم
لحظه ها رو میکُشیم ، نمی شماریم
دل دریا رو نوشتی
همه دنیا رو نوشتی
دل ما رو ..